زندگی در آلمان، كارآفرینی در روستای نقاشه

زندگی در آلمان، كارآفرینی در روستای نقاشه

به گزارش لذت سفر فاطمه خانگاهِ ۳۵ ساله، برای زنان روستایش و روستاهای دیگر جزیره قشم كارگاه غواصی می گذارد و چندسالی است با راه انداختن یك اقامتگاه بوم گردی در روستای نقاشه، به همراه خانواده اش میزبان مسافرانی است كه به جنوب سفر می كنند.



الهه محمدی: ۱۱ سالش كه بود، ۱۸ همكلاسی پسر داشت، ۱۲ دختر. بیشتر دخترها در همان سن و سال، زمانی كه تازه دبستان را تمام كرده بودند تا شاید به شوق كلاس های راهنمایی پایشان را از روستا بیرون بگذارند، راهی خانه بخت شدند. اما فاطمه نخواست؛ «همكلاسی های دخترم خیلی زود ازدواج كردند و همین بدترین چیزی است كه در ذهن من ماند و سبب شد كه نخواهم مثل آنها شوم؛ زنان را جنس دوم و ضعیف می دیدند و این حتی در خانواده ام هم وجود داشت. حتی بسیار تهمت شنیدم ولی اعتنایی نكردم و فقط به این فكر كردم كه مطمئن هستم راهم درست است و مطمئن هستم كه موفق می شوم و همین طورهم شد.»
فاطمه خانگاه تن به ازدواج كودكانه نداد تا یكی از بزرگترین رویایش را عملی كند؛ اینجا در روستای نقاشه، در جزیره قشم. همانجا كه فاطمه همراه مادرش و خواهرش و برادرش، خانه خودشان را اقامتگاه بوم گردی كرده اند؛ «تا شهری ها بیایند و روستا را نفس بكشند، دریا را نفس بكشند.»
او حالا ۳۵ سال دارد و در یكی از شهرهای آلمان زندگی و كار می كند. اما ۶ ماه سرد سال كه از راه می رسد از آلمان راهی روستای آبا و اجدادی اش می شود تا به زنان یاد بدهد می توانند سرنوشت خودشان را خودشان به دست بگیرند. تا مردان روستایی دختران كوچكشان را شوهر ندهند، تا زن ها بدانند می توانند رویای بچگی هایشان را عمل كنند.
فاطمه خانگاه ۳۵ ساله، برای زنان روستایش و روستاهای دیگر جزیره قشم كارگاه غواصی می گذارد و چندسالی است با راه انداختن یك اقامتگاه بوم گردی در روستای نقاشه، به همراه خانواده اش میزبان مسافرانی است كه به جنوب سفر می كنند.

من را جنس ضعیف می دیدند اما كم نیاوردم
فاطمه از روزهایی می گوید كه نگاه جنسیتی حاكم بر زنان جزیره قشم امكان حضور و بروز اقتصادی را از آنها گرفته بود. نگاهی كه البته هنوز هم در بیشتر روستاهای قشم حاكم است؛ روزهایی كه او می خواسته به كمك خانواده اش این اقامتگاه را راه اندازی كند و این نگاه ها آزارش می داده؛ «ما این كار را با هدف ارتقای معیشت زنان رسما از سال ۲۰۰۸ اقامتگاه را راه انداختیم اما پیش از آن هم به صورت غیررسمی فعالیت هایی در جهت ارتقای معیشت زنان بر پایه دانش بومی یعنی مهارت هایی كه خود زنان قشم دارند انجام می دادیم.» فاطمه خانگاه این را می گوید؛ او زمان زیادی را در خود قشم فعالیت داشته و جامعه هدفش هم برای فعالیت هایش، زنان بوده اند؛ «هدف من همیشه بحث اجتماعی زنان بوده؛ یعنی معیشت به همراه اینكه زنان بیشتر فعالیت های اجتماعی داشته باشند، اعتماد به نفس بیشتری داشته باشند و البته من موافق به كار بردن واژه توانمندسازی زنان نیستم چونكه معتقدم زنان توانمند هستند فقط كمی یادشان رفته و باید به آنها یادآوری شود كه چه توانایی هایی دارند. این شد كه این اقامتگاه را بنا كردیم و كار كردیم و خیلی آهسته آهسته پیش رفتیم و اصلا هدفمان این نبود كه یك دفعه پول زیادی وارد این كار بكنیم كه بقیه فكر كنند نمی گردد و همیشه باید یك پول زیادی باشد برای موفقیت. هدفمان این بود كه نشان دهیم می شود با پول كم هم آغاز كرد. مهم نیست كه چندتا اتاق داری و وسایل اولیه ات چجوری است، مهم این است كه خودت تلاش كنی و این رشد و توسعه را ایجاد كنی.»
او ادامه می دهد: «ما در جامعه ای زندگی می نماییم كه به علل زیادی گرفتار محدودیت ها هستیم خصوصا برای زنان. مشاركت بیشتر زنان همواره از اهداف ما بوده است و من تمام زندگی ام را جنگیده ام برای بهبود این شرایط، از نزدیك ترین وابستگانم تا افرادی كه در جامعه با آنها روبرو می شوم هم حرف شنیده ام. حتی بسیار تهمت هایی شنیدم ولی اعتنایی نكردم و فقط به این فكر كردم كه مطمئن هستم راهم درست است و مطمئن هستم كه موفق می شوم و همین طور هم شد. در راه این كار با آدم های بسیاری سروكار داشتم و خیلی از آنان هم آقایان بودند كه در رفتار بسیاری از آنها، نگاه جنسیتی و جنس ضعیف بودن را می دیدم. برای شخص من بسیار اذیت كننده و یا محدود كننده بود اما تلاش كردم همواره از این مسائل عبور كنم و تلاش كنم الگویی برای خواهران خودم در ابتدا باشم. چون من ۸ خواهر داشتم و می دانستم اگر جایی كوتاه بیایم آنها هم همین كار را خواهند كرد. بنابراین تلاش كردیم با سری بلند و با همت كارهای زیادی را برای نخستین بار انجام دهم از غواصی گرفته تا بسیاری مسائل دیگر. الان نه تنها الگوی خواهرانم هستم كه الگوی خیلی از دختران این منطقه هستم و امیدوارم الگوی مناسبی باشم.»

از آموزش غواصی تا آشپزی
فاطمه و خانواده اش در خانه محل سكونتشان كه حالا این خانه از میهمان ها هم پذیرایی می كند، طی ۶ ماه از سال كه هوای جنوب آنقدر گرم نیست كه نشود آنرا تحمل كرد، از ۶۰ تا ۷۰ نفر از مسافران پذیرایی می كنند. او تمام جاذبه های جزیره را مثل كف دست می شناسد؛ از دره ستاره ها تا جنگل های حرا. «من از نوجوانی بیشتر فعالیتم درباره طبیعت بوده و با اینكه در رشته مدیریت كسب و كار تحصیل كرده ام و ارتباطی با طبیعت ندارد اما به خاطر علاقه ای كه به طبیعت دارم و چون مربی غواصی بودم و همینطور در زمان های نوجوانی با بچه های فامیل روزهای تعطیل را به گردش در طبیعت با موتورسیكلت می گذراندیم. من مقالات زیادی درباره مسائل مربوط به طبیعت خوانده ام كه نه تنها درباره قشم و ایران كه سراسر دنیا اطلاعاتی كسب كرده ام. به خصوص درباره جنگل حرا و دریا شناسی كه جزو علایق من هم است اطلاعات زیادی كسب كرده ام.»
فاطمه از آداب و رسوم جزیره ای می گوید كه حالا خیلی هایش از بین رفته؛ «با توجه به كوچك بودن جزیره اگر آیین یا رسم و رسومی وجود دارد مختص به كل جزیره است مثل جشن نوروز صیاد یا رقص و موسیقی محلی ما. شاید خاص ترین مورد در این بین جشن نوروز صیاد است كه متاسفانه دیگر به سبك قدیم برگزار نمی گردد. چون قدیم ها رسانه در این جشن نقشی نداشت همه در این جشن وارد آب می شدند ولی الان چون رسانه ای تر شده زنان دیگر وارد آب نمی شوند و از این كار دور مانده اند. این جشن در ۲۷ مرداد برگزار می گردد و همه از اینكه چرا اسم این جشن نوروز است تعجب می كنند. راستش در نوروز صیادی ما نه هیچ ماهی را صید می نماییم و نه ماهی می خوریم و برای شكرگذاری به درون آب می رویم حتی قدیم ها حیوانات را هم با خود با درون دریا می بردند.»
اقامتگاه كوچك فاطمه برای گردشگران كلاس هایی مثل كلاس آشپزی برگزار می نماید. كلاس هایی كه آشپزهای زیادی را حتی به خود جزیره تحویل داده؛ «ما اینجا آموزش صنایع دستی و حتی آشپزی داریم. مادر خود من هم یكی از آشپزان خوب قشم است كه تعداد زیادی سرآشپز تحویل قشم داده است كه الان رستوران دارند. یا مثلا از لهستان گردشگران یا تیم های مختلفی آمدند و در همین كلاس ها شركت كردند و یا به صورت انفرادی هر شخص هر آموزشی دست داشت در اینجا یاد می گرفت و یا محصولی را تولید می كردند و بعنوان یادگاری با خود می بردند. ما سابقا تورهایی در این زمینه برگزار می كردیم كه الان تنها نام نویسی می نماییم و مابقی كار را سایر افرادی كه با مجموعه ما همكاری می كنند انجام می دهند. كه چند نفر از آنها هم تورلیدرهای محلی هستند.»

آب و زباله، بلای جان جزیره
جنوب نشینان ایران یك غنیمت بزرگ طبیعی دارند؛ دریا. دریایی كه روزیشان را می دهد و چشم انداز آنها است به زندگی. اما این مردم دریا دارند و خانه هایشان آب ندارد. مشكلی كه فاطمه خانگاه آنرا به همراه انباشت زباله، بلای جان جزیره می داند؛ «مهمترین كمبود یا معضلی كه ماداریم معضل آب است چون ما به كرات باید به مهمانان بگوییم كه آب كمتری مصرف كنند یا بهتر مصرف كنند و مطمئنا توریستهایی كه در شهرهای بزرگ زندگی كرده اند برایشان كمبود آب و فشار كم آب دشوار می باشد و این معضل كمبود آب شاید حتی از مساله بهداشت مهم تر است. ما هم اكنون آب را به صورت تانكری می خریم و در آب انبارها ذخیره می نماییم و با كمك پمپ آنرا برای مصرف انتقال می دهیم. اما یكی از دغدغه های خیلی خیلی بزرگ من امحاء و دفع زباله است. سال های قبل اینجا دهیاری نداشت اما ما زباله هایمان را تفكیك می كردیم. زباله های تر را به حیوانات می دادیم و زباله های خشك را جمع می ردم و به شهر می بردیم و در زباله دان های خشك شهر می گذاشتیم. الان دهیاری داریم و این كارها را در روستا انجام می دهند اما كافی نیست. مبحث زباله مشكلی همگانی برای كل كشور ما است. در قشم و لافت و خیلی روستاهای استان قشم غیر از روستای بركه خلف كه تنها روستای پاك ما است، همیشه كوهی از زباله را كنار ساحل و روستاها می بینید. این مورد چالشی ملی است كه باید برایش فكری اساسی كرد. كاش فقط دولت یك نیم نگاهی به مبحث زباله بیندازد و متوجه شود كه چقدر می شود از این طلای كثیف پول در آورد.»

۲۳۵۲۳۵

1398/08/04
13:48:39
5.0 / 5
2994
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۲ بعلاوه ۳
EnjoyTrip.ir لذت سفر
لینک دوستان لذت سفر
لذت سفر