بازخوانی نظرات شهریار عدل در باب حفاظت از آثار تاریخی

بازخوانی نظرات شهریار عدل در باب حفاظت از آثار تاریخی

«بیشتر مردم می گویند باید خانه های تاریخی حفظ شوند، اما به شرطی كه خانه ی من نباشد، تفكری با اشكالات ساختاری كه با چوب و قانون هم حل نمی گردد، باید جامعه را نسبت به این مسائل حساس نماییم.»


به گزارش لذت سفر به نقل از ایسنا؛ ساعتی مانده به بامدادان یکم تیرماه سال ۹۴، از فرانسه خبر رسید که «شهریار عدل» ایران شناس و بازرس ایکوم جهانی، بعد از احساس درد در قفسه ی سینه، ایست قلبی کرد و درگذشت، مردی که خبر درگذشت اش شوکی بزرگ به جامعه میراث فرهنگی کشور و حتی سازمان های مردم نهاد جهانی مانند «ایکوموس» و «یونسکو» وارد کرد.
عدل در طول سال های فعالیت اش در حوزه های مختلف میراث فرهنگی از دیرینه شناسی گرفته تا شناسایی، بررسی و مطالعه روی آثار تاریخی کشور، راهکارها و اظهارنظرهای کارشناسانه ی زیادی برای حفاظت از آثار تاریخی مطرح کرده بود و حالا در پنجمین سالگرد درگذشت اش بازخوانی بعضی از اظهارنظرهای وی شاید بتواند راهکاری برای حفاظت از دیگر آثار تاریخی باشد که از گزند لودرها و رای های خروج از ثبتِ دیوان عدالت اداری در امان مانده اند.



میراث فرهنگی که سهل است، ارتش هم نمی تواند حفاظت محوطه های تاریخی را تامین کند
او ۳۰ مرداد ۱۳۸۷ در گفت وگویی با ایسنا، تخریب هایی که در بعضی آثار تاریخی رخ می دهند را از سر بی اطلاعی یا اطلاع نادرست داشتن و نوعی بی فرهنگی تعبیر و به این نکته اصرار کرد که «در بیشتر اوقات، تخریب یک منشأ اقتصادی دارد، حتا می توان اظهار داشت که مسایل اقتصادی مادر تخریب ها هستند.»
وی بیان کرد: «فرض کنید که یک خانه ی قدیمی در مرکز شهر اصفهان وجود داشته باشد، وقتی این خانه در لیست آثار ملی ثبت گردد یا به نحوی یکی از ارگان های دولتی روی آن دست بگذارد، ارزش مادی خودرا از دست می دهد. بدین سبب مردم در صرفه ی خود نمی بینند که بناها و آثار تاریخی را در تملک داشته باشند.
نمونه هایی از این دست در اصفهان زیاد بوده اند و حتا عده ای از ترس این که دولت روی ملک آنها دست نگذارد، سریع تر برای تخریب آن اقدام می کنند، حال باید دید، چرا این اتفاق در کشورهای اروپایی نمی افتد. شاید به این علت باشد که فرهنگ ما ملک قدیمی را نمی پسندد و خانه ای را که ۳۰ سال از عمرش گذشته باشد، کلنگی می داند و کسی خواستار زندگی در آن نیست.
در واقع، کسانی که خانه های قدیمی دارند، به دلیلهای بیشتر فرهنگی مایل به تملک آنها نیستند. البته از طرف دیگر، از نظر اقتصادی نیز برای آنها به صرفه نیست. درحالی که اگر یک خانه ی قدیمی در کشوری اروپایی وجود داشته باشد، ارزش این خانه به علت قدیمی بودن بالا می رود. هم چنین آنجا از نظر مالیاتی و نیز برای نگهداری آن خانه به مالک کمک خواهد شد. این موارد در کل سبب می شوند که در ایران محوطه هایی که می توانند فرهنگی باشند، با اشکال هایی مواجه شوند.»
وی در آن زمان اما درباره ی اقداماتی که باید انجام شوند تا زمینه های بی فرهنگی در تخریب آثار تاریخی کم رنگ شوند، نیز اظهار داشته بود: «این مسأله در درجه ی نخست به تربیت اجتماعی مربوط می شود؛ یعنی از روز نخستی که بچه ای به دنیا می آید، تربیت آن باید صورت گیرد. در واقع، این فرهنگ عمومی است که باید بالا بیاید. گرچه زمینه های اقتصادی را که بستر بیشتر تخریب ها را فراهم می کنند، بطور کامل نمی توان از میان برد. هم چنین باید بپذیریم که سازمان میراث فرهنگی یک تنه قیم ۷۰ میلیون نفر نمی تواند باشد. باید دید آیا این سازمان با کادری که دارد، از یک میلیون و ۶۴۸ هزار و ۱۹۵ کیلومترمربع مساحت ایران می تواند حفاظت کند؛ این اصلا امکان ندارد، برای اینکه سازمان میراث فرهنگی که سهل است، ارتش هم سر هر تپه و اثر یک محافظ نمی تواند بگذارد.
در این شرایط، خود مردم باید محافظ آثار باشند. میراث فرهنگی برآمده از مردم ایران است و اگر کمبودی در آن است، به جامعه برمی گردد. با این وجود، باتوجه به این که لطمه شناسی این مساله به جامعه مربوط می شود، موارد قصور را یکی یکی می توان بررسی کرد.
این اتفاق افتاده است که مسؤولان میراث فرهنگی از آنجائیکه دانش کافی درباره ی موضوع خاصی نداشتند، سبب تخریب یا منشأ تخریب شده باشند. این عیب به جامعه و سیستم تعلیماتی ما برمی گردد که نتوانسته است به اندازه ی کافی اشخاص متخصص تربیت کند. در نتیجه، چاره این است که فرهنگ مردم افزایش یابد.
سازمان میراث فرهنگی (وزارتخانه) مجری قضاوت نیست. وقتی یک جرم فرهنگی اتفاق می افتد، سازمان میراث فرهنگی فرد خاصی را به زندان نمی تواند محکوم کند، ولی پیگیری های حقوقی برعهده اش است، بعلاوه این که دستگاه قضایی کشور باید روی این مساله حساس باشد و باید در هر دو مورد اقداماتی انجام شوند، یعنی در بالا بردن فرهنگ ملی و ارائه ی قوانین بطوریکه صاحبان اموال نه فقط خودرا در خطر ندانند، بلکه خودرا در پناه قانون ببینند. هم چنین مسؤولان میراث فرهنگی باید وظایف خودرا به نحو احسن انجام دهند. بدین سبب از آنجائیکه در مسایل پیش آمده ی اخیر مانند خارک، سد سیوند و اصفهان، میراث فرهنگی به تنهایی مقصر نیست، در این زمینه نسخه ی معجزه آسایی نمی توان نوشت.»



متولیان آثار تاریخی خود در خانه های مدرن زندگی می کنند

مردم می گویند، باید خانه ها را حفظ کرد، به شرطی که خانه ی من نباشد
او ۲۵ مرداد ۱۳۹۰ نیز در گفت و گو با ایسنا و با همین موضوعیت صحبت هایی مطرح کرده بود؛ «از آن جا که گاهی فرهنگ جامعه ی ایرانی، بناهای قدیمی را نمی پسندد، برای جلوگیری از تخریب خانه های تاریخی باید کاری کرد که با ثبت آنها در لیست آثار ملی، دارای ارزش مالی زیاد شوند.
مردم در جوامع اروپایی و آمریکایی گاهی آثار تاریخی را دوست دارند، ولی جامعه ی ما گاهی این مسأله را نمی پذیرد، بطوریکه می بینیم، بیشتر مردم ایران نمی خواهند در خانه ی پدری بمانند و تمام آرزوی شان این است که یک خانه ی جدید بسازند. این مساله از سال های بسیار دور در فرهنگ ما وجود داشته است. بناهایی که ما می سازیم، به جز مساجد و اماکنی از این نوع، برای کوتاه مدت ساخته می شوند، نه یک زمان طولانی.
از یک سو خیلی از کسانی که مأمور هستند قانون ثبت آثار تاریخی را رعایت و اجرا یا خانه های تاریخی را مشخص کنند، خودشان در آپارتمان های مدرن زندگی می کنند. از طرف دیگر مردم انتظار دارند، وقتی به آنها گفته می شود، خانه شان در لیست آثار ملی ثبت شده است، از ارزش آن کاسته نشود. در صورتیکه می بینیم، اگر خانه ای تا روز پیش، مثلا دومیلیارد تومان ارزش مادی داشت، قیمت آن بعد از ثبت در لیست آثار ملی بسیار کاهش پیدا می کند. آیا همان بازرسی که مأمور کارشناسی بنای تاریخی بوده، حاضر است با خانه ی خودش چنین کاری را انجام دهند؟
نتیجه ی این کار یا بی قانونی می شود که صاحبان بناها و باغ ها، درخت ها را آب نمی دهند و پای آنها گچ و آهک می ریزند تا خشک شوند و از بین بروند یا این که به دیوان عدالت اداری مراجعه می کنند و دیوان نیز به سود آنها رأی می دهد.
پیشنهاد می کنم که دولت چیزی در مقابل ثبت این بناها به صاحبان ملک بدهد، آن چه دولت در عمل می دهد، در مقابل ارزش آن ملک، ناچیز است. مثلا می گویند، مالیات ندهید؛ ولی مگر مالیات چقدر است که ارزش یک ملک چند صد میلیونی یا دو سه میلیارد تومانی را داشته باشد؟ این در شرایطی است که در فرانسه، هلند، بلژیک، آلمان و لوکزانبورگ، اگر خانه ای از دوره ی صفوی وجود داشته باشد، قیمت آن چهار یا پنج برابر می شود.
همین طور مالکان چنین بناهایی احساس برتری می کنند که خانه ی آنها به ۵۰۰ سال پیش متعلق می باشد، نه احساس حقارت. این مساله در ایران وجود ندارد. بیشتر مردم می گویند، باید این خانه ها را حفظ کرد، به شرطی که خانه ی من نباشد و این تفکر اشکال ساختاری دارد. میراث فرهنگی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یا هر وزارتخانه ی دیگری، تمام خانه های بالای ۱۰۰ سال را نمی تواند بخرد.
در واقع برای جلوگیری از تخریب، باید ارزش مالی خانه های تاریخی حفظ شود، ما باید برای بیداری جامعه بکوشیم و کاری انجام دهیم تا ارزش مالی این نوع خانه ها افزایش یابد تا مردم شوقی برای حفظ آن پیدا کنند. دست کم کاری نماییم که اگر قیمت خانه های تاریخی بالا نمی رود، پایین هم نیاید.»



در اروپا یک خانه ی قدیمی قیمتی مضاعف دارد، اما در ایران کلنگی است
پروفسور عدل؛ هفتم اسفند ماه ۱۳۹۰ زمانی که بعضی از فعالان میراثی در نامه ای اعتراضی به شهردار وقت تهران درباره ی وضعیت آثار تاریخی این شهر نوشته بودند؛ نیز در گفت وگوی دیگری با خبرنگاران ایسنا اظهار نظر کرده بود.
«وظیفه ی تک تک افراد جامعه این است که نسبت به هویت ملی خود هوشیار و حساس باشند تا از تخریب و نابودی نشانه های آن که همان آثار تاریخی و طبیعی هستند، بتوانند جلوگیری نمایند. موضوع آثار، خانه ها، باغ ها و بافت های تاریخی در درجه ی نخست، یک مسأله ی فرهنگی شمرده می شود، در اروپا و غرب، جامعه نسبت به این مساله آگاهی دارد، یعنی هم جامعه ی فرهنگی و هم جامعه ی اقتصادی و مالی که خیلی از اوقات حرف آخر را می زند، نسبت به این مساله هوشیار است. به همین دلیل، در آنجا یک خانه یا محوطه ی قدیمی قیمت مضاعفی دارد، ولی در ایران یک خانه ی قدیمی، کلنگی شمرده می شود.
تا زمانی که زیربنای فرهنگی این مساله در ایران پشت و رو نشود، این بحث ادامه خواهد داشت. این طبیعی است که اگر به فردی که در منطقه ی شمیرانات باغی چندهزار متری با میلیاردها تومان ارزش مالی دارد، گفته شود که باغش جزو میراث طبیعی یا فرهنگی شمرده می شود، تلاش کند تا آنرا از قیود آزاد کند که از دست نرود. این یک واقعیت کاملا ملموس است. وقتی کسی در غرب چنین ملکی داشته باشد، انواع کمک ها را دریافت می کند، ولی در ایران در بخش های نظریه یا قانونی، کمک های کمی در نظر گرفته شده است.
نکته ی دیگری که باید به آن توجه کرد این است که تمام کسانی که این قیود را برای مالکان بناهای تاریخی می گذارند، خودشان در آپارتمان های مدرن زندگی می کنند؛ ولی از مردم ساکن در بافت های تاریخی مانند یزد می خواهند در همان خانه های قدیمی زندگی کنند. در صورتیکه مردم هلند در شهرها دوچرخه سوار می شوند، آرزوی هر ایرانی این است که دست کم یک پراید بخرد.
برای بعضی از شرایط فرهنگی که در کشور رایج شده، معادل فارسی وجود ندارد؛ در شرایطی که خانه های تاریخی زیادی در کشور وجود دارند، عده ای تمایل دارند در خانه های «اُپن ـ کیچن» زندگی کنند و در این زمینه تمام مجله های معماری کشور که نقشه های اروپایی را منتشر می کنند، مسؤول هستند، برای اینکه مردم به تنهایی نسبت به آخرین مدهای آمریکا و اروپا آگاه نمی شوند و بر طبق تبلیغات و معرفی هایی که انجام می شود، از چنین ساختاری باخبر می شوند.
هیچ کسی انتظار ندارد یک دستگاه دولتی یا شهرداری تمام خانه های قدیمی ایران را بخرد، اما بجای تبلیغ درست و معرفی فرهنگ اصیل ایرانی، چیزهایی در کشور معرفی و تبلیغ می شود که با فرهنگ ما در تناقض است.
این مسائل با چوب و قانون قابل حل شدن نیست. جامعه باید نسبت به چنین مسائلی حساس باشد و هر شخصی ابتدا باید از خودش شروع کند، در صورتیکه اشکال ما این است که همه منتظریم یا توقع داریم که ابتدا دیگری آغازکننده باشد.»


شهریار عدل «ایران شناس و استاد رشته باستان شناسی» و عضو موسسه ملی تحقیقات علمی فرانسه که بخش عمده ای از جوانی اش را صرف میراث فرهنگی کرد و ثبت جهانی آثار تاریخی ایران را برای مسئولان میراثی به مساله ی روز تبدیل کرد و چند سال بعد به هزینه ی شخصی خود برای ثبت جهانی "تخت جمشید"، "چغازنبیل" و میدان "نقش جهان" اصفهان وارد عمل شد، او حتی اوایل انقلاب به هزینه شخصی خود به دنبال میراث به تاراج رفته ایران رفت و برخی را با ارائه سند و مدارک کافی و به یاری سازمان میراث فرهنگی به ایران برگرداند.
در سال ۱۹۶۶ در یونسکو طرحی را تصویب کرد تا مطالعات و پژوهش در آسیای میانه مدنظر قرار گیرد. ده سال بعد در سال ۱۹۷۶ مجمع عمومی یونسکو طرحی را به نام «طرح تدوین تاریخ تمدن های آسیای میانه» تصویب کرد، او یکی از ارزیابان کمیته ملی یونسکو بود و در سال ۱۳۶۱ توانست سه قطعه فیلم کوتاه از مظفرالدین شاه در آرشیو تصاویر کاخ گلستان پیدا کند.
در ۱۳ مهر ۱۳۸۸ (۵ اکتبر ۲۰۰۹ میلادی) در مقر سازمان یونسکو در پاریس و همزمان با آغاز تشکیل مجمع عمومی سالانه کشورهای عضو یونسکو دبیرکل یونسکو مدال فرهنگ جهانی این سازمان با نام «پنج قاره» را به پروفسور شهریار عدل اهدا کرد. او تا زمان درگذشت اش، بازرس ایکوموس جهانی (شورای بین المللی بناها و محوطه ها) بود.





1399/03/31
15:43:20
5.0 / 5
1193
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۶ بعلاوه ۳
EnjoyTrip.ir لذت سفر
لینک دوستان لذت سفر
لذت سفر